آتش دل – علیرضا افتخاری و مهرداد دلنوازی – بیاد استاد تاج اصفهانی

۵۳۶۱۰۲-۰۷۸۰۰۰۲۲۰۴۰p01

سلام

آتش دل از قدیمی ترین آثار انتشار یافته با صدای علیرضا افتخاری است ، افتخاری این آلبوم رو به سبک استادش زنده یاد تاج اصفهانی خوانده و به نظر حقیر جزو بینظیترین آثار ایشونه.

و اما تفاوت نسخه ای که ما گذاشتیم با نسخه موجود در اینترنت و احتمالا آرشیو شما.

این نسخه هم به لحاظ کیفیت مقبولتر است و هم اینکه نسخه ای که ما ارائه میکنیم ، قطعه بندی شده است . احتمالا اکثر شما نسخه سه قطعه ای آلبوم رو داریذ ، اما ما نسخه ۱۰ قطعه ای آلبوم رو امروز تقدیم شما میکنیم.

از نکات برجسته آلبوم تنظیمهای بسیار خوب مهرداد دلنوازی است ، همچنین میتونیم به دو چهارمضراب استاد پایور اشاره کنیم که توسط گروه اجرا میشه و صد البته تکنوازیهای استادان محترم محمد موسوی و هوشنگ ظریف که لذت شنیدن آلبوم رو چند برابر میکنه.

باز هم ممنونم از زحمات جناب اردستانی عزیز که این نسخه رو برامون ارسال کردند

دانلود از آرشیو

 

 

30 thoughts on “آتش دل – علیرضا افتخاری و مهرداد دلنوازی – بیاد استاد تاج اصفهانی

  1. علی اکبر صالحی ۵ آذر ۱۳۹۵ at ۵:۴۶ ب.ظ

    سلام و درود

    ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
    ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !
    ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
    ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !
    ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!…
    ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
    ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!…
    ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ..
    ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ..
    ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ..
    ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
    ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
    ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
    ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ …

    سپاس و بدرود

  2. علی اکبر صالحی ۵ آذر ۱۳۹۵ at ۵:۵۱ ب.ظ

    سلام و درود

    دنیا چه قشنگ است اگر جنگ نباشد
    بی پولی یک مرد بر او ننگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر دست گرفتار
    در قافیه ی زندگیش تنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر در ره یاری
    این پای خدا دادیمان لنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگردر گذر عمر
    آنکس که تو دلدادیش هفرنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر آن دل دلدار
    در پاسخ دلدادگیم سنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر بلبل مستان
    از هجر گلش غمزده دلتنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر گریه ی مظلوم
    بر قطره ی رقصان به رخ آهنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر اشگ یتیمی
    بر صورت ماتم زده اش چنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر برسر کوچه
    جویای جهان نامی ما منگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر صورت یارم
    از بهر فریب دل من رنگ نباشد

    دنیا چه قشنگ است اگر حرف وسکوتم
    از روی ریا کاری ونیرنگ نباشد

    حسین عابدى

    سپاس و بدرود

  3. امین شیراز ۵ آذر ۱۳۹۵ at ۷:۵۷ ب.ظ

    سلام و سپاس
    دست گلتون درد نکنه.
    پاینده باشید.

  4. قدیر نعمتی ۶ آذر ۱۳۹۵ at ۹:۲۱ ق.ظ

    باسلام ودرودبه حامدخان حالتون چطوره ؟ دست شماگرم وممنونم ازبزرگواریت در ارائه آثارناب قدیمی
    حق باشماست برخی دوستان ازجمله خودم اثرسه قطعه ای آنرادراختیاردارم امانه بااین کیفیت خوب . ظاهرا”میبینم اولین نفری هستم دراین صفحه برای حامدخان عزیزم کامنت میگذارم . اثربسیارزیبائی است
    بخصوص اینکه شاگردکه اکنون خوداستاداست توانسته حق مطلب رادرمورداستادگرانمایه خودتاج بزرگ
    رابطرززیبائی ادا کند . ازعزیزان جناب قاسمی وجناب اردستانی بسیارسپاسگزارم .
    دوست عزیزجناب صالحی باسلام ودرود حالتون چطوره خوبیدانشااله ؟ داداش رویم نشدزنگ بزنم امانیاز براهنمایی شمادرمورد حل یک مشکل حقوقی وقضائی که برایم بسیارحیاتی است دارم بلکه بتوانم ازآن
    فراغت یابم ولبخندرضایت رابرلبان من وخانواده به ارمغان بیاورد . برقرارباشید .
    دوستدارهمگی : عموقدیر ۶آذر۱۳۹۵

  5. اسفندیاری ۶ آذر ۱۳۹۵ at ۳:۴۵ ب.ظ

    با سلام اثربسیار خوب وزیبائی است بسیا رمتشکرم.

  6. محمدقربانی ۶ آذر ۱۳۹۵ at ۴:۱۰ ب.ظ

    حامددستت دردنکنه دلم خیلی برات تنگ شده من یکی دوماه تهران بودم وچندروزه حال خوشی ندارم امیدوارم که خدای بزرگ همه ی مریض ها راشفادهدانشاع الله من همیشه بیادت هستم وازته قلبم دوستت دارم به امیددیداردرکاشمریادرمیامی

  7. هادی خرابات ۶ آذر ۱۳۹۵ at ۶:۵۹ ب.ظ

    با سلام
    آقا حامد با شما موافقم آتش از دل به نظرم در کنار مهرورزان و غریبستان از کارهای فاخر جناب افتخاری یست. تشکر از شما

  8. vahidemaa ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۳:۱۴ ق.ظ
  9. هومن ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۷:۲۸ ق.ظ

    با تشکر از حامد عزیز

  10. قدیر نعمتی ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۷:۳۱ ق.ظ

    باسلام وسپاس به محضرمدیریت سایت وتمامی میهمانان عزیزشب عاشقان
    درایام پایانی روزهای پرفرازونشیب ماه صفرهستیم که بسی سنگین وپرحادثه بوده . خداوندبقیه اش رابرای بندگان خوب ایرانی و
    مسلمانش بخیربگذراند . حوادثی پرمخاطره وتاسف باراعم از : انفجارتروریستی درحله عراق منجربه شهادت ۸۰ نفراز زائران
    ایرانی / برخورد دوقطاردرخط سمنان ودریک ریل بابی کفایتی وکوتاهی وقصورمسئولان وزارت راه درانجام وظایف اصلی خود
    منجربشهادت ۴۴نفراززائران امام حسین(ع) درراه بازگشت بکانون خانواده / درگذشت ذاکرعظیم الشان اهل بیت شادروان حاج
    سلیم موذن زاده اردبیلی / درگذشت مرجع عالیقدرآیت ا…موسوی اردبیلی /وحوادثی ازاین دست برای سایرهموطنان درگوشه و
    کنارکشورمان/ ونیز ادامه دشمنی وعداوت ابرقدرت پوشالی آمریکاواسرائیل غاصب وعمال عرب منطقه که لعنت ابدی خدابرهمه
    آنان باد تاثیرات منفی اقتصادی ومعیشتی وروحی وروانی بسیاری رابرمردم ایران گذارده است . دولت هم بجای رفع مشکلات
    فقط یادگرفته قیمت اجناس وکالاوموادغذایی وبرق وتلفن وگازرابالاببره ومنت میگذاره ۴۵۵٫۰۰۰ریال یارانه پرداخت میکنه !!!
    درخاتمه سالروزرحلت پیامبراسلام حضرت محمد(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)وشهادت ضامن آهوحضرت امام رضا(ع)را
    بحضوریکایک شیعیان بویژه پیشگاه امام زمان والعصر(عج) و مقام معظم رهبری و شما دوستان وعزیزان خودم تسلیت و تعزیت
    میگویم . دوستداروعاشق همگیــتان : عموقدیر ۷ آذرماه ۱۳۹۵ هجری شمسی

  11. محمد (اصفهان) ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۸:۳۹ ق.ظ

    باسلام
    سپاس از شما بخاطر تقطیع و تنظیم قطعات…
    متاسفانه تصویر استاد تاج اصفهانی برعکس آپلود شده.

    • حامد قاسمی ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۱۲:۳۰ ب.ظ

      ای وای ؟
      چرا اینجوریه این ؟

  12. پوریا ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۸:۵۵ ق.ظ

    سلام آقای قاسمی عزیز
    خیلی ممنون بابت به اشتراک گذاری دو آلبوم اخیر که کارهای ارزنده ای هستند.

  13. مثنویِ همایون ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۱۱:۰۵ ب.ظ

    دوستِ عزیز،محمد (اصفهان) ،با درودهای گرم!

    خدمتِ جناب عالی‌ عرض می‌‌کنم که این خطا از جنابِ حامد عزیز نیست،لطفا رویِ عکسِ استاد تاج با چپ کلیک کنید،عکس می‌‌آید،سپس با رویِ عکس راست کلیک کنید،چند گزینه‌ می‌‌آید،گزینه‌ِ پنجم از شما می‌‌خواهد که عکس را بچرخانید،لطفا عکس را آن طور به چرخانید که می‌‌خواهید،البته من نمی دانم که شما از چه ویندوز استفاده می‌‌کنید،اما با ویندوز ۱۰ این گونه است.

    لطفتان پایدار و مهرتان بر قرار

    مثنویِ همایون

    آلمان

    بیست و هفتمِ نوامبرِ ۲۰۱۶

    • حامد قاسمی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۲:۰۱ ب.ظ

      درست شد جناب مثنوی ؛ حالا دیگه استاد سرجای خودشون هستند

    • محمد (اصفهان) ۱۰ آذر ۱۳۹۵ at ۱۰:۲۱ ق.ظ

      باسلام

      بله، استاد قاسمی عزیز زحمات زیادی جهت آپلود کردن این اثر و اثر قبلی کشیدند و اشکال از سایت بیپ تیونز و ناشر بی دقت اثر است.
      به‌هر حال کاری که تقدیم ایشان شد حاوی تصویر درست و سایر تصویر مربوط به آن بود که خب من به همین دلیل هم تعجب کردم. خلاصه اشتباه از جنس هم‌آوازآهنگیه…

      • محمد (اصفهان) ۱۱ آذر ۱۳۹۵ at ۹:۰۴ ق.ظ

        اگر به تصویر پشت جلد سی دی توجه فرمایید، اسامی افشاری و ابوعطا جابه جا نوشته شده و البته ترتیب قطعات مطابق کاست هست که دو روی سی دی هم نسبت به کاست جابه جا شده… استاد قاسمی عزیز زحمت کشیدند و اسامی ترکها را به درستی قید کردند…

        • حامد قاسمی ۱۱ آذر ۱۳۹۵ at ۹:۰۹ ق.ظ

          متاسفانه به بعضی از مسائل بوضوح دقت نمیشه
          فرق ابواعطا و افشاری زمین تا آسمان است …

  14. مثنویِ همایون ۷ آذر ۱۳۹۵ at ۱۱:۰۶ ب.ظ

    ba Maus lotfan

  15. مرتضی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۷:۰۸ ق.ظ

    سلام
    و تشکر از حامد عزیز ئ جناب اردستانی عزیز بابت به اشتراک گذاری این اثر زیبا
    دست مریزاد

  16. قدیر نعمتی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۱۱:۴۲ ق.ظ

    دوستان نازنین : جناب قاسمی/جناب صالحی/حسین آقا وسایرعزیزان
    ضمن عرض ارادت واحوالپرسی وعرض تسلیت ایام شهادت ائمه معصومین(ع) و۲۸صفر . متاسفانه به
    اطلاع میرساند بالاخره پس ازکشمکشها ومراجعات وپیگیریهای مداوم دوست ارجمندم . دیشب ازجانب ایشان بمن اطلاع داده شدسایت شهنوازان رکوردزبنابدستورکتبی کمیته فیلترینگ مسدودوغیرفعال شد. ضمن اظهارتاسف واعلام آن بمدیریت شهنوازان ازاینکه درواقع باموسیقی اصیل وناب کشورمان ایران درتقابل وحذف تدریجی آن بوده و خیل موسیقی پاپ بی محتوا وشبه غربی راجایگزین وافزون میکنندباور
    من نمیشد اماسریع به آن رجوع کرده متاسفانه درصفحه blog.irمشاهده کردم نوشته : سایت غیرفعال
    شده است . هروقت باایشان تماس میگرفتم نویدمیداده همچنان درتلاش هستم تاشماهاراخوشحال سازم. منهم امیدوارمیشدم ودوستان رادروضعیت امیدواری وانتظار میگذاشتم اما افسوس نشد! نشد! نشد! متاسفم ولی خواستم ضمن عرض پوزش به همه دوستان اطلاع رسانی کرده باشم .
    دوستدارشما : عموقدیر ۶۴ ساله = تهران ۸ آذرماه ۱۳۹۵

    • حامد قاسمی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۲:۰۷ ب.ظ

      متاسفم باری همه اونایی که ادعای هنردوستی و هنرپروری دارند و در عمل مخالفند با اشاعه فرهنگ ناب ایرانی

  17. علی اکبر صالحی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۴:۲۲ ب.ظ

    سلام و درود

    دزد حرف شنو!

    دزدی به خانه احمد خضرویه رفت و بسیار بگشت، اما چیزی نیافت که قابل دزدی باشد.
    خواست که نومید بازگردد که ناگهان احمد، او را صدا زد و گفت :
    « ای جوان ! سطل را بردار و از چاه آب بکش و وضو بساز و به نماز مشغول شو تا اگر چیزی از راه رسید ، به تو بدهم ؛ مباد که تو از این خانه با دستان خالی بیرون روی » !
    دزد جوان، آبی از چاه بیرون در آورد، وضو ساخت و نماز خواند.
    ☀️روز شد، کسی در خانه ی احمد را زد. داخل آمد و ۱۵۰ دینار نزد شیخ گذاشت و گفت این هدیه به جناب شیخ است.
    احمد رو به دزد کرد و گفت: « دینارها را بردار و برو؛ این پاداش یک شبی است که در آن نماز خواندی » .
    حال دزد دگرگون شد و لرزه بر اعضایش افتاد.
    گریان به شیخ نزدیک تر شد و گفت: « تاکنون به راه خطا می رفتم ، یک شب را برای خدا گذراندم و نماز خواندم ، خداوند مرا این چنین اکرام کرد و بی نیاز ساخت؟ ، مرا بپذیر تا نزد تو باشم و راه صواب را بیاموزم ».
    کیسه ی زر را برگرداند و از مریدان شیخ احمد گشت و تا حدی رسید که شیخ ، تمام دارایی اش را که سه هزار کیسه ی زر ( به روایتی سه هزار میلیارد ! ) بود به وی سپارد .
    دزد هم از این فرصت استفاده نمود و به کانادا گریخت وجزء جامعه اختلاس گران کانادای آن زمان ! گشت.

    سپاس و بدرود

  18. علی اکبر صالحی ۸ آذر ۱۳۹۵ at ۴:۲۸ ب.ظ

    سلام و درود
    عرض ارادت و احترام به محضر حامدِ جان و عمو قدیر و حسین آقا و همه ی عزیزانی که امتداد خط نگاه هنرپسندشان ، این وجیزه ی ناچیز را تعقیب می کند

    تعطیلی سایت شهنوازان هم نشان داد که تغییری در سیاست های فرهنگی ما اتفاق نخواهد افتاد
    سعدی بزرگ فرمود:
    « ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است

    تربیت نااهل را ، چون گردکان بر گنبد ! است »

    به جناب صالحی امیری که اهل و زاده ی « امیرکلا » ی بابل خودمان است هم امیدی نیست

    ما را صبری جمیل باید تا هنر فاخر و آسمانی ما ، آلوده ی اغراض سیاسی و ……. نگردد

    سپاس و بدرود

  19. Reza bagheri ۹ آذر ۱۳۹۵ at ۸:۲۶ ق.ظ

    سپاس ودرود

  20. علی اکبر صالحی ۹ آذر ۱۳۹۵ at ۱:۲۸ ب.ظ

    سلام و درود

    در ادبیات داستانی فولکلور آلمان، قصه ای هست که این چنین بیان می شود:

    مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است.
    شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد،
    مثل یک دزد راه میرود و مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.
    آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند.
    همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد؛ زنش آن را جابجا کرده بود.
    مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت
    دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف میزند و رفتار می کند.

    پائولو کوئیلو می گوید : « همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها ، در هر موقعیتی ، معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم ».

    سپاس و بدرود

  21. علی اکبر صالحی ۹ آذر ۱۳۹۵ at ۱:۳۶ ب.ظ

    سلام و درود

    *ابوالحسن خرقانی می گوید؛
    جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
    ۱*مرد فاسدی از کنارم گذشت و من
    گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
    او گفت؛ ای شیخ !
    خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !

    ۲*مستی دیدم که افتان و خیزان
    در جاده های گل آلود می رفت،
    به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
    گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
    به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
    که جماعتی از پی تو خواهند لغزید…!

    ۳*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
    گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
    کودک چراغ را فوت کرد
    و آنرا خاموش ساخت و گفت؛
    تو که شیخ این شهری،
    بگو که این روشنایی کجا رفت ؟!

    و۴*زنی بسیار زیبا رو که در حال خشم
    از شوهرش شکایت میکرد !
    گفتم؛ اول رویت را بپوشان، بعد با من حرف بزن!
    گفت؛ من که غرق خواهش دنیا هستم،
    چنان از خود بی خود شده ام که از خویش
    خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی،
    که از نگاهی بیم داری….؟!

    سپاس و بدرود

  22. علی اکبر صالحی ۹ آذر ۱۳۹۵ at ۱:۳۶ ب.ظ

    سلام و درود

    *ابوالحسن خرقانی می گوید؛
    جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
    ۱*مرد فاسدی از کنارم گذشت و من
    گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
    او گفت؛ ای شیخ !
    خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !

    ۲*مستی دیدم که افتان و خیزان
    در جاده های گل آلود می رفت،
    به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
    گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
    به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
    که جماعتی از پی تو خواهند لغزید…!

    ۳*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
    گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
    کودک چراغ را فوت کرد
    و آنرا خاموش ساخت و گفت؛
    تو که شیخ این شهری،
    بگو که این روشنایی کجا رفت ؟!

    و۴*زنی بسیار زیبا رو که در حال خشم
    از شوهرش شکایت میکرد !
    گفتم؛ اول رویت را بپوشان، بعد با من حرف بزن!
    گفت؛ من که غرق خواهش دنیا هستم،
    چنان از خود بی خود شده ام که از خویش
    خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی،
    که از نگاهی بیم داری….؟!

    سپاس و بدرود

  23. علی اکبر صالحی ۹ آذر ۱۳۹۵ at ۱:۳۹ ب.ظ

    سلام و درود

    “ابن هرمه” به نزد منصور(خلیفه ی عباسی) آمد،
    منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد
    و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
    گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که
    هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند!
    منصور گفت؛ “ابطال حدود” را راهی نیست،
    چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
    اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
    سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند؛
    هر گاه “ابن هرمه” را مست نزد تو آورند،
    وی را هشتاد تازیانه زن،
    و آورنده اش را صد تازیانه!!
    از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها می رفت
    و کسی معترضش نمی شد!

    این حکایتی آشناست که نحوه ی برخورد مسئولان
    با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی را
    برای ما تداعی می کند!

    سپاس و بدرود

پاسخ دادن به هومن

نام *
ایمیل *
وبلاگ