تیوا ۱- یادمان استاد فرهنگ شریف

tiva

سلام

” تیوا ” مجموعه ای از نواخته های  استاد فرهنگ شریف است که اشکان عزیز برامون آماده و ارسال کرده تا تقدیم به عاشقان استاد کنم.

ایشون قول مجموعه بعدی تیوا رو هم دادند که امیدواریم محقق شود

با تشکر فراوان از اشکان عزیز شما رو به شنیدن زخمه های استاد فرهنگ شریف میکنم.

دانلود از آرشیو

 

26 thoughts on “تیوا ۱- یادمان استاد فرهنگ شریف

  1. امین شیراز ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ at ۷:۰۹ ب.ظ

    با سلام و سپاس فراوان.
    ممنون از این اثر زیبا.
    یاد استاد فرهنگ شریف گرامی باد.

  2. mahdi ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ at ۸:۲۳ ب.ظ

    سلام .با تشکرازشما.یاد استاد گرامی باد

  3. حسین ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ at ۹:۲۲ ب.ظ

    سلام
    باتشکر فراوان از شما جناب قاسمی

  4. قدیر نعمتی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۵:۳۹ ق.ظ

    سلام ودرودفراوان به مدیریت زحمتکش سایت شب عاشقان ودلسوزموسیقی اصیل ایرانی جناب قاسمی عزیز
    ضمن احوالپرسی وآرزوی سلامتی وموفقیت درهمه امور قبل ازاینکه اثرنازآفرین استاد تازه گذشته شادروان فرهنگ شریف رادر روزهای آتی ازشمادریافت کنم بدینوسیله مراتب تقدیروتشکرخودرا بخاطرتوجه مبذولتان تقـدیم میدارم . درضمن جادارد از ایثارگری جناب اشکان نازنین درارائه این اثرتشکرنمایم . بطوریقین زخمه های تاراستادشریف دراین اثرهمانندسایرآثارایشان ناب ومطلوب ویژه میباشدکه پس ازدریافت واستماع آن حظ وافرخواهم برد .
    سلام جناب صالحی دوست نازنینم حالتون چطوره ؟ آقا انشااله تعطیلات خوش گذشته باشه . مگه میشه درکانون گرم خانواده بالاخص دیداربابزرگان وریش سفیدان و صله رحم بااقوام ودوستان خوش نگذره ؟ امیداست همواره خوب وخوش وسلامت باشید . انشااله منهم
    درصددم بااحوالی خوش به زادگاهم آمل عزیمت وافتخاردیداروصله رحم بافامیل وبستگان نصیبم گردد وایضا”باهماهنگی قبلی گذری به ولایت شمابقصدزیارت جنابعالی وبوسیدن روی ماهتان راداشته ساعتی راازمحضرتان کسب فیض بنمایم تادیدارهاودوستیهامان تداوم یابد. برای شماسلامتی وموفقیت مسئلت میدارم . دوستدارهمگی : عموقدیر ۲۷ شهریور ۱۳۹۵

  5. قدیر نعمتی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۶:۳۴ ق.ظ

    سلام سلام دوستان مژده
    تمامی اخباردنیا یه طرف . بازگشت شکوهمندانه استادبزرگ ونامدارموسیقی اصیل ایرانی عصرما شجریان بزرگ یک طرف که پس از
    گذراندن دوره نقاهت بیماری وعمل جراحی ومعالجه آن به کشورعزیزخودبازگشته اند . بازگشت استادبه وطن رابفال نیک میگیریم .
    زنده باد استادمحمدرضاشجریان . برقراروبرافراشته باد پرچم بااقتدارجمهوری اسلامی ایران . پاینده بادایران .
    دوستدارتان : عموقدیر ۲۷ شهریور۱۳۹۵

  6. مهدی مصلحی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۸:۲۴ ق.ظ

    احسنت
    خیلی ممنونم

  7. بابک ایرانی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۱:۴۶ ب.ظ

    با سپاس و آرزوی تندرستی شما .

  8. علی اکبر صالحی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۹:۰۲ ب.ظ

    مژده – ای دل! – که دگر باد صبا باز آمد
    سلام و درود

    هدهد خوش خبر از شهر سبا باز آمد

    برکش – ای مرغ سحر! – نغمه ی داوودی باز
    که سلیمان گل از طرف هوا باز آمد

    زهی خجسته زمانی که یار باز آید…

    بازگشت افتخار موسیقی ایران استاد محمدرضا شجریان را حضور تمامی هنردوستان تبریک و تهنیت عرض میکنیم و از خداوند بزرگ تندرستی برایشان آرزومندیم.

    و سلام و درود به محضر عمو قدیر عزیز ، آقا شما حالی از ما نپرسید هم مطمئنم که به یاد ما هستید و مطمئنید که به یادتان هستیم ، اگر توفیق حاصل شود قرار است در روز عید اکبر غدیر ، در شمال ناز ، میهمان جشنی فوق العاده باشم ، موجب بسی سعادت است که دیدار شما شیرینی این جشن را صد چندان کند
    متأسفانه صفحه ی نمایشگر گوشی ام شکست و من به محتویات آن ، از جمله شماره ی شما فعلاً دسترسی ندارم ، به محض درستشدن آن ، در اولین فرصت ، جهت تجدید ارادت ، به شما زنگ خواهم زد

    سپاس و بدرود

  9. علی اکبر صالحی ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ at ۹:۰۵ ب.ظ

    سلام و درود

    به مناسبت بازگشت استاد شجریان به مام میهن ؛ ایران ، به ایشان تقدیم می شود.

    🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼

    خوش آمدی نازنین خوش آمدی شبی به خانه من
    که چون هما سایه ها فکنده ای به آشیانه من

    لب فسون ساز تو نگاه تو ناز تو می شبانه من
    خوش آمدی خوش آمدی به آشیانه من

    بیا بیا که نغمه ات بود ترانه من
    زند لب ساغر بوسه بر لبم

    تو چون یارایی چهره شبم
    چه شود پس از این نفسی که تو داد دلم برسی

    بنشین و بنشان تو شرار تن من
    که چون گلخنده دل گذرد بر لب من

    همه شب به خیالم گذری
    گذری تو به سیمای پری با ناز و عشوه گری

    به خدا که بود رشک چمن ز رخت همه کاشانه من
    دیگر گویم چه سخن

    تو فریبا به نگاهی بفریبی دل من
    به سحرگه به جز از غم نبود حاصل من

    سپاس و بدرود

  10. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۱:۲۴ ب.ظ

    سلام و درود

    « سیب گاز زده »

    دختر کوچولویی ، دو سیب در دستان خود داشت
    مادرش به او گفت : « یکی از سیبا تو به من میدی ؟ »
    دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب کرد و سپس آن سیب .
    اندکی اندیشید و ناگهان یک گاز به این سیب زد و گازی هم به آن سیب ،
    لبخندی روی لبان مادرش ماسید
    سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نومید شده است

    اما دخترک ، لحظه ای بعد ، یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادرش گرفت و گفت : « بیا مامان ، این سیب شیرین تره ! »
    مادر خشکش زد
    چه اندیشه ای به ذهن خود راه داده بود ؟
    و دخترک در چه اندیشه ای بود ؟

    پس ؛ هر قدر با تجربه باشیم ، در هرمقامی که باشیم ، هر قدرخود را دانشمند بدانیم ، قضارت خود را اندکی به تأخیر اندازیم و بگذاریم که طرف مقابل مان هم فرصتی برای ادای توضیح داشته باشد

    ولادت حضرت امام هادی علیه السّلام را به همه شما نازنینانی که خط نگاه قشنگ شما این مطلب ناز را تعقیب کرده است تبریک و تهنیت عرض می کنم ، مخصوصاً به محضر جناب قاسمی عزیز و جناب عمو قدیر بزرگوار و با صفا و پر انرژی

    سپاس و بدرود

  11. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۲:۵۲ ب.ظ

    سلام و درود

    خوش بینی آموخته شده به شما می گوید :
    « این فقط یک روز بد بود ،
    نه یک زندگی بد .
    شاد باشید و مثبت ، متفاوت و متعالی زندگی کنید .

    سپاس و بدرود

  12. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۲:۵۹ ب.ظ

    آخرین شعر و غزلی که شهریار سرود:

    یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند ؟
    آخر چه شد که حلقه بدین در نمیزنند ؟

    دایم پرنده اند به هر بام و بر دلی
    دیگر به بام خانه ما سر نمی زنند

    پنداشتند همچو درختی تکیده ام
    سنگی از آن به شاخه بی بر نمی زنند

    چرخد نظام کار به دوران ؛ به سیم و زر
    دستی به کار مضطر بی زر نمی زنند

    یا رب چه شد گروه طبیبان شهر ما
    سر بر من فتاده به بستر نمی زنند ؟

    یاران چرا که لاله عذاران روزگار
    تیر نگه به قلب مکدر نمی زنند ؟

    دستی برم به زلف سمن سا ؛ که عاشقان
    چنگی چو من به زلف معنبر نمی زنند

    بر مدعی بگو که ستیزد ز روبرو
    مردان زپشت حربه و خنجر نمی زنند

    با من مجنگ جان برادر که عاقلان
    اندوده پیش مهر منور نمی زنند

    من رندم و قلندر و مفلس در این دیار
    دزدان راه ره به قلندر نمی زنند

    جور و ستم گرفته سراسر جهان ما
    یا رب چه شد که حد به ستمگر نمی زنند

    مردم دریغ مرده پرستند شهریار
    کاندر حیات سر به هنرور نمی زنند

    سپاس و بدرود

  13. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۰۳ ب.ظ

    سلام و درود

    عاشقم،
    اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
    که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی
    تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟
    من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟
    تو به لبخند و نگاهی
    منِ دلداده به آهی
    بنشستیم.
    تو در قلب و
    منِ خسته به چاهی.
    گُنه از کیست ؟
    از آن پنجره ی باز ؟
    از آن لحظه ی آغاز ؟
    از آن چشم ِ گنهکار ؟
    از آن لحظه ی دیدار ؟
    کاش می شد گُنَهِ پنجره و لحظه و چشمت،
    همه بر دوش بگیرم
    جای آن یک شب مهتاب،
    تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم…

    سپاس و بدرود

  14. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۱۰ ب.ظ

    متن واقعاً زیبا و تأمل برانگیز از « صادق هدایت » :

    توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم
    طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم
    خواندم : « سه عمودی »

    یکی گفت : بلند بگو

    گفتم : یک کلمه سه حرفیه

    ازهمه چیز برتر است

    حاجی گفت : پول

    تازه عروس مجلس گفت : عشق

    شوهرش گفت : یار

    کودک دبستانی گفت : علم

    حاجی پشت سرهم گفت : پول ، اگه نمیشه طلا ، سکه

    گفتم : حاجی اینها نمیشه

    گفت : پس بنویس مال

    گفتم : بازم نمیشه

    گفت : جاه

    خسته شدم با تلخی گفتم : نه نمیشه

    مادر بزرگ گفت :
    مادرجان ، ” عمر ” است .

    سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت : کار

    دیگری خندید و گفت : وام

    یکی از آن وسط بلندگفت : وقت

    خنده تلخی کردم و گفتم : نه

    اما فهمیدم ؛
    « تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی
    حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید ! »

    هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم

    شاید کودک پا برهنه بگوید : کفش
    کشاورزبگوید : برف
    لال بگوید : حرف
    ناشنوا بگوید : صدا
    نابینا بگوید : نور

    و من هنوز در فکرم
    که چرا کسی نگفت :
    ” خدا  ”

    از یاد خدا غافل مشو تا جدول زندگیت ستون به ستون و سطر به سطر حل بشه

    سپاس و بدرود

  15. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۱۶ ب.ظ

    سلام و درود

    امروز به دشت ما بهاران آمد
    پیغمبر آواز به ایران آمد

    ای « مرغ سحر » ، دوباره « از عشق » بخوان
    هد هد به سوی ملک سلیمان آمد

    به مناسبت ورود مسرت بخش و سلامت بار خسرو آواز
    استاد محمد رضا شجریان بسی بسیار بزرگ

    سپاس و بدرود

  16. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۱۹ ب.ظ

    سلام و درود

    پائولو کوئیلو :

    زمین بهشت می شود :

    روزی که مردم بفهمند :

    – هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران… !
    – هیچ چیز گناه نیست جز ضایع کردن حق مردم… !
    – هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران. … !
    – هیچ کس اسطوره نیست الا در مهربانى و انسانیت… !
    – هیچ دینى با ارزش تر از انسانیت نیست… !
    – هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق… !
    و هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى … !

    سپاس و بدرود

  17. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۲۶ ب.ظ

    سلام و درود

    خش خش صدای پای خزان است عاشقان
    در را به روی حضرت پاییز وا کنید

    و

    شهریور است و شهر من عمری است پاییز است !

    چیزی نمی گویم که می دانی دلم چیز است !

    و

    گر تو معلمم شوی، درس محبتم دهی …

    جمعه به مکتب آیم و جان بکنم فدای تو…

    سپاس و بدرود

  18. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۳۲ ب.ظ

    سلام و درود

    الا ای لعبت ساقی! ز می پر کن مرا جامی
    که پیدا نیست کارم را درین گیتی سرانجامی

    کنون چون توبه بشکستم به خلوت با تو بنشستم
    ز می باید که در دستم نهی هر ساعتی جامی

    نباید خورد چندین غم ، بباید زیستن خرم
    که از ما اندرین عالم نخواهد ماند جز نامی

    همی خور باده ی صافی ز غم آن بِه که کم لافی
    که هرگز عالم جافی نگیرد با کس آرامی

    منه بر خط گردون سر ز عمر خویش بر خور
    که عمرت را ازین خوشتر نخواهد بود ایامی

    چرا باشی چو غمناکی مدار از مفلسی باکی
    که ناگاهان شوی خاکی ندیده از جهان کامی

    مترس از کار نابوده مخور اندوه بیهوده
    دل از غم دار آسوده به کام خود بزن گامی

    ترا دهر است بدخواهی ، نشسته در کمین‌گاهی
    ز غدّاری به هر راهی بگسترده ترا دامی :

    چکامه ی حکیم سنایی غزنوی

    سپاس و بدرود

  19. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۳۵ ب.ظ

    سلام و درود

    سالها رفت و هنوز؟
    یک نفر نیست بپرسد از من ؛
    که ؛ « تو از پنجره عشق چه ها می خواهی ؟ »
    صبح تا نیمه ی شب منتظری،
    همه جا می نگری،
    گاه با ماه سخن می گویی،
    گاه با رهگذران،
    خبر گمشده ای می جویی،
    راستی گمشده ات کیست ؟ ، کجاست ؟
    صدفی در دریا است ؟
    نوری از روزنه فرداهاست ؟
    یا خدایی است که از روز ازل پنهان است ؟
    بارها آمد و رفت ،
    بارها انسان شد ،
    و بشر هیچ ندانست که بود ،
    خود او هم به یقین آگه نیست ،
    چون نمی داند کیست ،
    چون ندانست کجاست ، چون ندارد خبر از خود که خداست .

    سروده ی مرحوم قیصر امین پور

    سپاس و بدرود

    ☢ @FARHADMAJNON ☢

  20. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۴۱ ب.ظ

    سلام و درود
    « وطن من »

    شعر و نظم نغز مرحوم ملک الشعرا ؛ « بهار » ، آهنگ خلاقانه ی مرحوم پرویز مشکاتیان و صدای بی نظیر مرحوم ایرج بسطامی در آلبوم ماندگار « وطن من » :
    ای خطه ی ایران مهین ؛ ای وطن من
    ای گشته به مهر تو عجین ؛ جان و تن من

    دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
    ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من

    تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
    هرگز نشود خالی از دل محن من ، محن من

    دردا و دریغا که چنان گشتی بی من
    کز بافته ی خویش نداری کفن من

    امروز همی گویم با محنت بسیار ؛
    « دردا ، دردا ،
    دردا و دریغا ؛ وطن من ، وطن من »

    سپاس و بدرود

    ▶️⏸⏯⏹⏺⏭⏮

    @FARHADMAJNON

  21. علی اکبر صالحی ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۳:۵۹ ب.ظ

    سلام و درود

    غم زمانه خورم یا فراق یار کشم ؟
    به طاقتی که ندارم کدام بار کشم ؟

    نه قوتی که توانم کناره جستن از او
    نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

    نه دست صبر که در آستین عقل برم
    نه پای عقل که در دامن قرار کشم

    ( ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست
    جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم )

    چو می توان به صبوری کشید جور عدو
    چرا صبور نباشم که جور یار کشم ؟

    شراب خورده ی ساقی ز جام صافی وصل
    ضرورت است که درد سر خمار کشم

    گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
    کمینه دیده ی سعدیش پیش خار کشم

    وای که چه سروده مصلح الدین سعدی شیرازی و وای و هزاران وای که موسوی و شجریان بسی بسیار بزرگ ، در آن محفل خاص ، این غزل را با چه دل و حالی به نوا و نواز درآورده اند که هر بار شنیدنش ، هوش از سر می رباید و طاقت و قرار از دل .

    پیشنهاد می کنم که همه با هم در شب و روز عید غدیر خم ، این آلبوم جانانه را ، به عنوان عیدانه ی لاهوتی به آدمیان ناسوتی ، به گوش هوش بنیوشیم تا نصیب شود ما را ؛ حس و حالی ملکوتی
    و آنگاه از سویدای جان ، برای شفای آجل و عاجل هنرمند جان جهان ؛ حضرت استاد شجریان ، به درگاه ربوبی ذات اقدس منان ومتعال استغاثه کنیم که بل دعای ما ، همراه پر جبراییل ، در آستان قدس ربوبی به هدف اجابت نایل آید و آن محبوب ما از رنج و عذاب این بیماری به در آید

    برای امروزینه بس باشد که اطناب کلام و کلمات ، موجب ملال جان و روان شما نشود

    تا فرصتی دیگر ؛ بسی بسیار سپاس و بدرود

  22. حسین ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ at ۸:۵۴ ب.ظ

    سلام
    آفرین بر کلام شیواآقای صالحی دست مریزاد واقعا فراموش شده این جوری صحبت کردن

  23. قدیر نعمتی ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ at ۴:۳۰ ق.ظ

    سلام ودرودبه عزیزم حامدخان که یادم هست درحال بیماری اول بارازمحضرش اجازه خواستم ازفضای سایت بهره گیریم برای گفتمان وتعامل بادوستان مجازی خود که هیچ نمی ماندجزدوستی ویکرنگی وصفاوصمیمیت وبیادهم بودن . البته ایشان بامتانت و تواضع همیشگی به ندای مالبیک گفتند والحمدا…نتیجه آن شدکه میبینید . دراین زمانه وانفساکه فاصله هاافزون شده بدلیل بارمشکلات اقتصادی ورشدقارچ گونه انواع سرگرمیهای درون شبکه های اجتماعی ازجمله تلگرام واینستاگرام و….فرصت های حتی حالی ازهم پرسیدن راازاکثریت مردم جامعه سلب کرده مغتنم است ماعاشقان موسیقی اصیل که یومیه رجوعی به شب عاشقان و…راداریم ازاین زمان اندک باقی عمرنهایت استفاده راببریم وباهم باشیم . بله نتیجه این شدکه صفحات سایت شب عاشقان ماهنردوستان پرشده ازشعروادب و
    موسیقی . دراینجاهمت والای دوست عزیزم استادحاج اکبرصالحی رامیستایم وروی ماهش رامیبوسم . دوست خوبم سلام و صبح
    زیبایت بخیروخوشی وشادی . پیشاپیش عیدسعیدغدیررابشماوهمه عزیزان تبریک وتهنیت میگویم اتفاقا”پدرم درتقارن عیدغدیر۶۳سال قبل که به این دنیاورودکردم نامم را قدیرگذاشت درواقع خانواده خوبم دوروزدرسال رابادورهمی برای پدرخودجشن برگزارمیکنن
    یکی ۵ مهرهرسال ودیگری روزعیدغدیردرماه قمری بشرط حیات تامادامیکه باگردش زمان دوباره ۵ مهرسالی باعیدغدیرمصادف
    گردد . دوست نازنین حال که عازم ولایت زیبای خوددرشمال هستیدسلامم رابخانواده معززبرسانیدایام بکامتان عیدتان مبارک خوش
    بگذرد میبوسمت .
    من کنت مولاه فهذا علی مولاه . دوستان نازنین عیدغدیربرهمه شماوخانواده خوبتان مبارکباد . عموقدیر ۲۹ شهریور۹۵

  24. اسفندیاری ۱ مهر ۱۳۹۵ at ۹:۵۱ ق.ظ

    با سلام و درود فراوان خدمت آقا حامد عزیز و همه دوستان گرامی امید است در سایه الطاف الهی همیشه خوش و خرم باشید.

  25. علی اکبر صالحی ۱۰ مهر ۱۳۹۵ at ۱:۱۶ ب.ظ

    سلام و درودهای گرم به حضور جناب قاسمی و عوامل تارنمای « شب عاشقان » و به محضر انور و معنبر جناب غموقدیر باصفا و اهل دل
    متأسفانه گرفتاری های روزمره ای که هر چند نگویم هم دانی ، مجال قال و مقال را اندک کرده و ابتلای شدید به « آفت » پرحجم و بسی بسیار دردناک و ألیم که به قول استاد شجریان بزرگ ؛ هر چند وقت یکبار مهمان لب و دهانم می شود ، حتی انرژی جلوس در مقابل رایانه را هم از من می گیرد و « آفت »ی که اینک با همنشین حقیر است و با من همراه شده است به حدی وسیع و دردناک است که نمونه اش را تاکنون متحمل نشده بودم ،حالیه که چشم گنهکارم به پیام سرشار از مهر و مرحمت شما افتاد ، آلام این رنج طویل را کمتر حس کرده و به دعای شما ، امید آجل و عاجل به ترک موقتی ام توسط این یار دیرینه ! تا مدتی بعد یافته ام ، دستان پر مهر آن استاد خوش ذوق و فهیم را می بوسم و منتظر زیارت شما نیز مانده ام
    سپاس و بدرود

  26. علی اکبر صالحی ۱۰ مهر ۱۳۹۵ at ۱:۱۷ ب.ظ

    سلام و درودهای گرم به حضور جناب قاسمی و عوامل تارنمای « شب عاشقان » و به محضر انور و معنبر جناب غموقدیر باصفا و اهل دل
    متأسفانه گرفتاری های روزمره ای که هر چند نگویم هم دانی ، مجال قال و مقال را اندک کرده و ابتلای شدید به « آفت » پرحجم و بسی بسیار دردناک و ألیم که به قول استاد شجریان بزرگ ؛ هر چند وقت یکبار مهمان لب و دهانم می شود ، حتی انرژی جلوس در مقابل رایانه را هم از من می گیرد و « آفت »ی که اینک با همنشین حقیر است و با من همراه شده است به حدی وسیع و دردناک است که نمونه اش را تاکنون متحمل نشده بودم ،حالیه که چشم گنهکارم به پیام سرشار از مهر و مرحمت شما افتاد ، آلام این رنج طویل را کمتر حس کرده و به دعای شما ، امید آجل و عاجل به ترک موقتی ام توسط این یار دیرینه ! تا مدتی بعد یافته ام ، دستان پر مهر آن استاد خوش ذوق و فهیم را می بوسم و منتظر زیارت شما نیز مانده ام

    سپاس و بدرود

پاسخ دهید

نام *
ایمیل *
وبلاگ