شوق وصال – مسعود تدینی

Shoghe Vesal 1

سلام

امشب یک سورپرایز داریم ، بعد از مدتها یک آلبوم قدیمی تبدیل شده از کاست توسط دوست خوبم محمد آقا آدیم.

یادمه برادرم هادی خیلی این آلبوم رو دوست داشت و دائم اونو گوش میکرد ، وقتی محمد آقا فرستادش خیلی خوشحال شدم ، آلبوم رو ترک بندی و کمی پالایش کردم ، البته کیفیت اولیه تبدیل هم بسیار عالی بود .

از طرف محمد آقا این آلبوم بسیار ناب و زیبا رو تقدیمتون میکنم ، میدونم خواهید پسندید

مسعود تدینی با توجه به سن بسیار کمش در موقع ضبط آلبوم ، اما خیلی عالی در این آلبوم سه تار نواخته و پنجه های شیرینش بی شباهت به استاد ذوالفنون عزیز نیست.

دانلود از آرشیو

16 thoughts on “شوق وصال – مسعود تدینی

  1. امین شیراز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ at ۷:۲۲ ق.ظ

    سلام و سپاس
    بسیار زیبا و شنیدنی بود.
    تشکر و سپاس

  2. علی اکبر صالحی ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ at ۶:۱۴ ب.ظ

    سلام و درود

    حاج خانوم چند تا اولاد دارین؟

    پیرزن:۵ تا بچه داشتم !

    خبرنگار: مگه الان دیگه نداریشون؟! حاج خانووم!

    پیرزن: نه
    دو تاشون اسیر شدن
    سه تاشونم مفقود الاثر
    خبرنگار: ماشالله به این شیرزن صبور !
    کدوم منطقه اسیر یا مفقودالاثر شدن؟
    مادر: دو تا شون دختر بودن ،
    شوهر کردن اسیر شدن

    سه تاش هم پسر بودن ،
    زن گرفتن مفقودالاثرن!!

    صرفاً به عنوان مطایبه و نشاندن لبخندی کمرنگ بر لبان دوستان تحریر و تقدیم شد

    سپاس و بدرود

  3. علی اکبر صالحی ۵ خرداد ۱۳۹۶ at ۹:۴۹ ق.ظ

    سلام و درود

    هو السمیع

    همه چیز از یک فکر ناگهانی شروع شد. از همان فکرهایی که خیلی وقت ها به سر خیلی هایمان می زند… که می خواهد هلمان بدهد به سمت یک کار متفاوت… و در مورد من حداقل هیچوقت این فکر ها به مرحله عمل نمی رسید.

    این بار اما همه چیز فرق می کرد. اسباب و وسایلش همیشه به لطف خودش بوده و هست، این فکر را هم به سرم انداخت و انگار خودش دستم را گرفت و کشید به این طرف و آن طرف تا هر طور شده اتفاقی که باید می افتاد را در مهمانی خودش رقم بزند.

    دارم از خدایی می گویم که دوباره سفره مبارک رمضان را به وسعت رحمت بی انتهایش پهن کرده تا همه، خود را غرق در توجهش ببینند.

    دارم از رمضان شیرین می گویم. رمضان دوست داشتنی. لحظه های دل انگیزی که معجزه وار در ذهن می ماند و طعم شیرین زمزمه نجواهایی که هیچوقت فراموش نمی شود. این زمزمه ها…

    چقدر خوب می شد اگر هر لحظه از روزهای رمضان، کسی از دغدغه های آدمی می خواند و تو همراهش آنها را زیر لب، در گوش پروردگار شنوا زمزمه می کردی… چقدر خوب می شد اگر غرق در مناجات بودی…

    این آرزوی دور، زمانی اتفاق هر روزه رمضان بود…رندی می گفت من روزه نمی گرفتم اما سحرها به شوق شنیدن آواز ذبیحی از خواب بیدار می شدم… زمانی ربنای شجریان افطار روحمان بود… اذان مؤذن زاده با جان و دل شنیده می شد… امروز اما خودمان را از نجوای با جانان محروم کرده ایم.

    حالا تصمیم گرفتیم تا جایی که دستمان می رسد و خدایمان کمک می کند دست دوستانمان را بگیریم و طالبان مراد را پای نجواهای عاشقانه با معبود بنشانیم.

    در این یک ماه هر وقت دلمان می گیرد، هر وقت حرفی با خدایمان داریم، هر وقت حالی دست داد، به لطف این فضاهای مجازی می دانیم که مسیر سهل الوصولی هست تا به اشاره ای آوازهای از دل برآمده بشنویم و با خدای خودمان نجوا کنیم.

    سپاس و بدرود

  4. علی اکبر صالحی ۵ خرداد ۱۳۹۶ at ۹:۵۱ ق.ظ

    🎵 سحرگهان
    🎵 شعری که با آواز قاسم رفعتی ماندگار شده است

    🌙🌙🌙

    سحرگهان که موذن بر آورد آواز
    به روی دل شود از حق در عنایت باز

    بر آورند مناجاتیان قدس خروش
    زنند بر صف روشندلان صلای نماز

    بیا به مجمع ایمانیان یکدل و دین
    که این گروه به یک قبله می کنند نماز

    مقام امن الهی منادی توحید
    عزیز تر حرم کبریا حریم نماز

    ز خواب بخت بلندم به کوتهی گرود
    بگو موذن خوش لهجه بر کشد آواز

    سپاسو بدرود

  5. قدیر نعمتی ۷ خرداد ۱۳۹۶ at ۳:۴۶ ب.ظ

    سلام حامدخان عزیزم طاعات و عبادات شما قبول حق. واقعا”ناراحت و متاسفم بخاطر جو سنگین حاکم بر موسیقی وهنرمندان ایرانی و بها ندادن وبیخردی برخی متولیان امورموسیقی کشورسبب بی انگیزگی مدیرانی چون شما ومع الاسف غیرفعال شدن وتعطیلی اندک سایتها و بلاگهای موسیقی اصیل وسنتی میگردند . خوب . دوستان غرغرو خیالتون راحت شد؟ دیگه بهانه ای نداریداین عزیزان را ناراحت کنید؟ بازم توقع دارید داشته های دیگران را سه سوت بقاپید وهمچنان بلدنباشیدتشکرکنید؟! دلم براتون تنگ نمیشه چونکه فقط مصرف گرا هستید فقط همین! شمارا که نمیدانم اما خودم افسوس میخورم چراباید عواملی باعث بشن سایت خوبی مثل شب عاشقان عطایش را به لقایش ببخشه وتعطیل بشود؟ جز ابراز تاسف وتاثرهیچی نمیتونم بگم اماازحامدجان خواهش میکنم فرصتی دوباره به همه ما بدهد وبازگردد و باقوت و قدرت ادامه دهد واین سنگررا رها نسازد . مادوستت داریم ماراببخش وانتظار بازگشتت راداریم . لطفا”. عمو قدیر ۷ ماه ۳ سال ۹۶

  6. مهدی مصلحی ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ at ۱۱:۱۹ ق.ظ

    سلام،
    داش حامد ممنونم.

  7. اسفندیاری ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ at ۱۲:۴۳ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت شما و همه همراهان عزیز نماز و روزه های شما قبول درگاه حق باشد آقا حامد بسیار متشکرم عالی بود.

  8. حسین ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ at ۹:۵۳ ق.ظ

    سلام آقای قاسمی عزیز از اینکه هنوز هم در کنار ما هستی از جنابعالی تشکر می کنم.

  9. احمد ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ at ۱۰:۱۶ ب.ظ

    سپاسگزارم از زحماتتون

  10. حسین ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ at ۹:۱۴ ق.ظ

    سلام
    کجا هستید اقای قاسمی ان شالله که ماا را رها نکرده باشید و دلسرد نشده باشید

  11. مهدی مصلحی ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ at ۱۱:۱۵ ب.ظ

    داش حامد…

  12. ابوذر ۵ تیر ۱۳۹۶ at ۷:۵۱ ق.ظ

    گــمــان مــبــر کــه بــغــیـر از تــو آشــنـا دارم بـجز تو ره به کجا می بـرم که را دارم
    بـــه قــدر زخـــم بـــود راه شــانــه را در زلــف بــه چـاکـهـای دل خـود امـیـدهـا دارم
    ز بـس کـه در تـن من داغـها بـه هم پـیوسـت گــمــان بــرنــد زره در تــه قــبــا دارم
    درین محـیط که بـازوی موج خـار و خس است بـه دسـت بـسـتـه تـمنای آشـنا دارم
    ز خـاکـسـاری مـن چـشـم مـی شـود روشـن به چشم مردم از آن جا چو توتیا دارم
    چو روسفیدی من در شکستگی بسته است دریـغ دانـه خــود چــون ز آســیـا دارم
    ز داغ تـشـنه لـبـی دل نـمـی تـوان بـرداشـت وگـرنه راه بـه سـرچـشـمـه بـقـا دارم
    بـه مـدعـا نرسـیدن شـده اسـت مـطـلـب من وگـرنـه رخــصــت اظــهـار مـدعـا دارم
    مرا بـه بـاغ کسان نیست حاجتـی چون صبـح ز چـاک سـینه خـود بـاغ دلگشـا دارم
    بـه پـاره کردن من دوخـتـه اسـت عالم چـشم اگر چـه چـون حرم کعبـه یک قبـا دارم
    ز راســتــی نــبـــود شــاخــهــای بــی بـــر را خـجـالتـی که من از قامت دو تـا دارم
    گـران چـو سـبــزه بـیـگـانـه ام دریـن بـسـتـان بـه جـرم این که سخـنهای آشنا دارم
    عـلـاقـه ای کـه کـتــان را بــود بــه مـاه تــمـام بــه پــاره پـاره دل مـن جـدا جـدا دارم
    چــنـان خــوش اسـت بــه آزادگـی مـرا صـائب که وحـشت قفس از نقش بـوریا دارم.

  13. َAli2014 ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ at ۱۲:۱۶ ب.ظ

    بادرود
    ممنون ازلطف ومرحمت شما،مثل همیشه عالی بود.لذت بردم.به یادروانشاد ذوالفنون افتادم.
    حامدعزیزهمیشه بیادتون هستم،اگه قابل بدونید.
    برخیزوبیابهاررامهمان کن
    آن موسیقی بیقراررامهمان کن
    بگشا،بگشاپنجره هایت راباز
    آوازدل اناررامهمان کن
    *******
    هرجاکه گلی دمید،یادآرمرا
    شعری به لبی چکید،یادآرمرا
    من زمزمۀ سینۀ سرمستانم
    هرجاکه دلی تپید،یادآرمرا
    باسپاس بدرود

  14. َAli2014 ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ at ۱۲:۳۹ ب.ظ

    بادرد
    ممنون ازلطف وزحمات شما.مثل همیشه عالی بودولذت بردم.منم به یادزنده یاد ذوالفنون افتادم.عمرمسعود تدینی طولانی باد.
    حامدعزیزهمیشه بیادتون هستیم وفراموشتون نمیکنیم.
    برخیزوبیابهاررامهمان کن
    آن موسیقی بیقرار رامهمان کن
    بگشا،بگشا پنجره هایت را باز
    آواز دل انار را مهمان کن
    ********
    هرجا که دلی تپید یادآرمرا
    شعری به لبی چکید یادآر مرا
    من زمزمه سینه سرمستانم
    هر جاکه دلی تپید یادآرمرا

  15. Pingback: Ivon Gregory

پاسخ دهید

نام *
ایمیل *
وبلاگ