طلوع تاریک – محسن غلامی

%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c

سلام

از وقتی گروه فکر نو رو راه اندازی کردیم و با تنی چند از دوستان اهل دل و باصفا خرید اینترنتی آلبوم میکنیم ، محسن غلامی از هنرمندانی است که تقریبا همه آلبومهاش رو خریده ایم ، سبک خاص ایشون در سنتور نوازی و آهنگسازی باعث شده که به سمت این هنرمند راغب باشیم

در این پست مجموعه ای از آهنگهایی که ایشون ساخته و تنظیم کرده رو خواهید شنید ، قطعاتی که میشنوید در هیچیک از آلبومهای ایشون قرار نداشته و به صورت تک آهنگ در سایت بییپ تونز قرار گرفته اند

دانلود از آرشیو

27 thoughts on “طلوع تاریک – محسن غلامی

  1. مرتضی ۲ آبان ۱۳۹۵ at ۳:۳۴ ب.ظ

    سلام
    الحق که آقای غلامی، شیرین سنتور می‌نوازند و به قول شما آلبومهایی که گوش دادیم واقعا زیبا هستند
    ممنون ازت حامدجان
    مرسی

    • حامد قاسمی ۲ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۴۶ ب.ظ

      فدای تو دوست خوب و نازنین

  2. حسین ۲ آبان ۱۳۹۵ at ۵:۵۳ ب.ظ

    سلام
    سپاس فراوان از لطفتان

  3. اسفندیاری ۲ آبان ۱۳۹۵ at ۸:۲۹ ب.ظ

    سلام با تشکر از زحمات شما .

  4. امین شیراز ۲ آبان ۱۳۹۵ at ۸:۵۱ ب.ظ

    تشکر و سپاس از این هدایای زیبای شما.
    سلامت باشید.

  5. عارف ۳ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۲۸ ق.ظ

    با سلام سپاس از لطف بیکران جنابعالی

  6. هومن ۳ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۵۰ ق.ظ

    ممنون از این کار زیبا . دستت درد نکنه .

  7. علیرضا اسلامی زاد ۳ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۲۴ ق.ظ

    🎼 سپاس جناب قاسمی عزیز عزیزم بابت معرفی آثار و تنظیم های جناب محسن غلامی
    آثار مجموعه ای که زحمت کشیده بودید اغلب بازسازی آثار پیشینیان بودند
    واقعا در روزگاری که مساله تنظیم قطعات به یک فاجعه تبدیل شده، تنظیم های خوب باعث دلگرمی است.
    جناب قاسمی آقای غلامی در قطعات آهنگسازان دیگر نگاه خاص و خلاقانه ای به قطعات دارد فقط در برخی قطعات حس می کردم از روح اثر اصلی دور شده.
    مثلا در ترانه مازندرانی آی بانو، من اصلا متوجه نشدم که این قطعه آی بانو است.
    شاید منظور ایشان قطعه ای جدید بوده بر اساس این قطعه مشهور محلی.
    نکته بعدی اینکه در مورد قطعات مشهور که مردم سالها آن را زمزمه کردند، اگر از حس و حال اثر دور بشود و بیشتر بخواهد فرم های هنری و تکنیکی را خلق کند، حافظه شنیداری ما دچار مشکل خواهد شد.
    در مورد تنظیم قطعه گریه لیلی نیز حرف من تا حدی همین است.
    به لحاظ ساختاری و فرم سازی جملات خیلی خوبست ولی جاهایی که ما آن حس را سالها از ویلن اسدالله ملک شنیدیم در قطعه حس نمی شود.
    به واقع از لحاظ روح کار مرحوم ملک فاصله قابل توجهی دارد.
    معتقدم تنظیم کنندگان در قطعات آهنگسازان مکتب صبا و برنامه گلها، باید آن فضا را نیز بتوانند تداعی کنند.
    در مکتب صبا مولفه اصلی بر عنصرهای عاطفی و زیبانمایی است و با نگاه مکتب وزیری یا مکتب سنتی نباید قطعات این مکتب را بدین فرم تنظیم کرد.
    در تنظیم قطعات محلی من خودم معتقدم کار باید شسته و رفته باشد و به دور از پیچیدگی باشد. چون قطعات موسیقی محلی ما عمدتا ساده و روان هستند.
    شاید در این مورد بشود در مورد موسیقی ترکمن صحرا یا بلوچستان نگاه دیگری داشت ولی مابقی موسیقی های محلی ما عاری از پیچیدگی ملودیک هستند.
    ولی خوشبختانه در قطعاتی که آهنگساز خودشان بودند، تنظیم کاملا در خدمت روح اثر است.
    البته در تنظیم گاه در برخی نگاه های فلسفی مساله بازنمایی مطرح شده که من فکر نمی کنم هنوز تنظیم در ایران را بشود با این مساله توجیه کرد.

    با سپاس از شما

  8. علیرضا اسلامی زاد ۳ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۵۲ ق.ظ

    من با اجازه کمی پر حرفی می کنم و در ادامه عرایض قبلیم این مطلب رو هم اضافه می کنم

    منظور من این نیست که خیلی در تنظیم به اثر اصلی نزدیک شویم و از این سو افراط در این زمینه نیز دیگر مساله خلاقیت و روح تنظیم را زیر سوال می برد.
    منظور من بیشتر رعایت این مساله در حد تعادل است و من فقط این نکته را روی قطعه آی بانو دارم تاکید می کنم. چون من آی بانو را از درونم نشنیدم ولی گریه لیلی شاید سلیقه ایشان اینگونه بوده و محترم است.
    ببینید در دنیای نظریه ها دارد این مساله مطرح میشود که آیا تنظیم یک قطعه خودش یک اثر هنری جدید است یا نه.
    این مساله مطرح ست که ما داریم قطعه ای را بازنمایی می کنیم یا بازسازی.
    تنظیم قطعات در ایران عمدتا بازسازی بوده و نه بازنمایی و من تقریبا به خاطر ندارم تنظیم کننده ای بازنمایی کرده باشد.
    آقای غلامی در آی بانو بازسازی نکرده و تا حدی دارد به بازنمایی نزدیک می شود.
    ولی حس می کنم حتی بازنمایی نیز نشده.
    چون در بازنمایی رگه های اثر به صورت محو و در لایه های زیرین جریان دارد.
    باز هم تاکید می کنم سخن من بیشتر بر روی همین قطعه است.

    به هر حال کارشون زیبا بود و ممنون از شما به خاطر به اشتراک گذاشتن این اثر زیبا
    امیدوارم نقد بنده خاطر کسی رو مکدر نکرده باشه

    جناب بنده همیشه سپاسگزار زحمات شما هستم و از سایت زیباتون لذت می برم

    • حامد قاسمی ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۲۸ ق.ظ

      ممنون از توضیحات مفصل و کامل شما
      لطف کردید

  9. پوریا ۳ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۴۰ ب.ظ

    خیلی ممنونم حامد عزیز. امیدوارم همواره سالم و تندرست باشید و سپاس فراوان بابت آلبومهایی که در سایت قرار میدین.

    • حامد قاسمی ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۲۶ ق.ظ

      فدای دوست خوب فکرنویی مان

  10. mohammadadim ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۹:۴۱ ق.ظ

    خدمت آقا حامد بزرگوار و آقا مرتضی عزیز سلام عرض میکنم .امیدوارم هرجا هستید شاد سرخوش خرم باشید….
    نظر هر شخصی ارزشمند هست. به نظر من موسیقی دو جنبه داره جنبه عمومی وتخصصی .
    جنبه عمومی که همه مردم گوش فرا میدن و از شنیدنش لذت مبیرند و تخصصی نگاه دیگر به موسیقی هست….اما موسیقی ارزشمنده که هردو قشر از شنیدنش لذت ببرند و تاریخ مصرف براش تععین نکنند.
    سنتور نوازی آقای غلامی یه سری مشکلات داره مثال :ایشون در تریل خیلی مبتدی عمل میکنند و مضراب چپشون بسیار ضعیفه …ریزهاشون گاهی اوقات ناهماهنگه و پاساژهارا درست ادا و نابجا استفاده میکنندو از چند تکنیک ثابتدر سنتور استفاده میکنند..و مشکلاتی دیگر از این قبیل…
    این مشکلات را در آلبوم هفت شر عشق ایشان میتونید پیدا کنید آلبوم بسیار ضعیفی بود.
    در این دروره موسیقی به نظر من هدف نوازنده ها ساختن قطعه و آلبوم دادن هست و متاسفانه اصلا روی کار فکر نمیشه .
    یا مثلا بداهه نوازی اقای پشنگ کامکار در آلبوم شورم را که متاسفانه فقط هدف تجاری داشت….. و از این قبیل آلبوم در موسیقی ما فراوان شده.
    اگر شما نگاهی به آلبومهای استاد فرامز پایورو مشکاتیان بکنید این مشکلات حتما درک خواهید کرد.
    در سالهای اخیر به جز آلبوم یاد باد به نوازندی سیامک آقایی در ضمینه نوازندگی سنتور کار برجسته ای عرضه نشد…
    یا قطعات تکرار شدند و یا با اندکی تغیر نواخته شدند.
    به هر حال با این وضعیت فقط باید منتظر موند.

    • حامد قاسمی ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۲۳ ق.ظ

      به شخصه زیاد آثار محسن غلامی رو نپسندیدم ، تکنیکی که خیلی ایشون استفاده میکنه گذاشتن دست روی سیمها و گرفتن طنین ساز که من نمیدونم اسم این تکنیک چیه که باید به جا استفاده بشه ، ولی بعضی وقتها واقعا اینکار رو زیاد انجام میده و منو که اذیت میکنه ، اگر دقت کنید در متن نوشتم راغب باشیم که دال بر نظر جمعممون داره ، وگرنه نظر شخصیم اینه که نوشتم

  11. حسین ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۱۱:۳۹ ق.ظ

    سلام دوباره
    تصنیف روشنی روی تو فوق اااالعادست ممنون که لذت شنیدن را با کاربران تقسیم می کنید

    • حامد قاسمی ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۳۴ ب.ظ

      واقعا عالیه و چقدر هم خوب خواندند جناب رستمی

  12. mohammadadim ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۴:۵۰ ب.ظ

    آقا حامد عزیز
    این تکنیک به نامهای : مضراب خفه .خفه کردن نت.و خفه کردن صدا معروفه گاها با انگشت دست و گاهی با مضراب و ساعد دست انجام میشه در واقع طنین سیم ها گرفته میشه .
    اگر شما قطعه رقص باد اردوان کامکار شنیده باشد معنی واقعی خفه کردن در آن قطعه میشنوید که با ساعد دست روی انجام میشه.
    در آلبوم تمنا استاد مشکاتیان نت با خود مضراب خفه میشه.
    و در قطعه پیش درامد ابوعطا آقایی این کار با انگشت یا زیر کف دست انجام میشه .و فرمهای دیگر
    آقا حامد عزیز من یک شنونده مبتدی موسیقی اصیل ایرانی هستم و به نظر من استفادده نا به جا و مکرر از این تکنیک باعث شده تا شما اذیت بشید وگرنه خیلی از نوازنده های سنتور از این فرم استفاده میکنند …..

    • حامد قاسمی ۴ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۳۳ ب.ظ

      دقیقا ، من هم به این نکته اشاره کردم ، هر تکنیکی باید به جا و درست استفاده بشه و استفاده مکرر سبب بی مزه شدنش میشه

  13. علیرضا اسلامی زاد ۵ آبان ۱۳۹۵ at ۴:۰۷ ق.ظ

    واقعا لذت بخشه اینهمه نقد دوستان
    لذت بردم
    ممنون از همه عزیزان

    • حامد قاسمی ۵ آبان ۱۳۹۵ at ۹:۰۰ ق.ظ

      عالی
      از این بهتر نمیشه

  14. مرتضی ۵ آبان ۱۳۹۵ at ۵:۱۵ ق.ظ

    سلام
    لینک آلبوم زبرجد تقدیم به همه شب عاشقانی های عزیز
    سایت موزیک باران ۳musicbaran.biz آلبومی از استاد شریف به نام ” زبرجد ” ( و در دو CD ) رو منتشر کرده که بسیار شنیدنی هستش.

    http://www.3musicbaran.biz/music/44259/farhang-sharif-zebarjad/#comment-94949

  15. قدیر نعمتی ۵ آبان ۱۳۹۵ at ۷:۲۵ ق.ظ

    سلام بمحضرحامدخان مدیریت شب عاشقان ودوستان خوب وعاشق صدای خسروخوبان استادشجریان
    این نوشتاررابعنوان اخباری خوش ازسوی فرزنداستاد تقدیم شمامینمایم : محمد رضا شجریان به روی صحنه باز میگردد! این خبری بود که رایان فرزند کوچک او اعلام کرد. ‌شجریان فقط یک خواننده سنتی نیست. شجریان تنها استاد موسیقی نیست. شجریان اسطوره‌ای در ذهن بسیاری از مردم ایران است.نوای او را باید ضمیمه تاریخ ایران کرد و به آن بالید. هنوز شاید در ذهن برخی افراد میانسال، قرائت قران شجریان در دهه ۳۰ که از رادیو خراسان پخش می‌شد، باقی مانده باشد و شاید هنوز تقدیرنامه رتبه نخست در مسابقات تلاوت قرآن کشوری در کتابخانه شجریان حفظ شده باشد. در سال ۵۷ به نشانه اعتراض به سیاست‌های رژیم طاغوت از حضور در مراکز موسیقی انصراف داد تا همراه ملت به مبارزه با آن نظام بپردازد و در نهایت نیز باید به ربنای شجریان اشاره کرد که ‌مهمان سفره‌های افطار مومنان بوده و حالا دیگر قدمتی سی و چند ساله پیدا کرده است. این همراهی با ملت بدون پاسخ نماند؛ چنانکه وقتی تصویر او با سر تراشیده منتشر شد، بسیاری از دوستدارانش برای اعلام همراهی خود با او تصمیم به تراشیدن موهای سر خود گرفتند. اما بودند آنانی هم که صدای شجریان را بر نمی‌تابیدند و هر از چندگاهی از قانونی سخن می‌گفتند که در ذهن خود آن را تصویب کرده بودند و هنرمند سرشناس جامعه را سدی در برابر اهداف خود می‌دانستند، اما استاد در کشور خود ماند تا نشان دهد صدا و نوای او برای مردم ایران است.او درپیام نوروزی امسال برای نخستین‌بار از «مهمان ۱۵ ساله» سخن گفت؛ ‌مهمانی که ناخوانده بود و عنوان سرطان کلیه چپ را داشت. شجریان در نوروز ۹۵ این‌گونه به معرفی ‌مهمانش پرداخت:«خود من هم با یک مهمان ۱۵ ساله سال‌های سال‌است آشنا هستم و دوست شدیم . الآن هم من به خاطراواینجا ایستاده‌ام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچه حرف‌گوش‌کنی شدم و چند وقت دیگه هم اینجا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم ، برای اینکه با این مهمان بتوانیم به تفاهم برسیم راه می‌افتم می‌آیم سراغ شما هم‌میهنان عزیزم و کارهای هنری‌ام را دنبال خواهم کرد.»
    پس از پیام نوروزی استاد محمدرضا شجریان که با سرتراشیده و تایید تلویحی بیماری ایشان و طی مراحل درمان این بیماری همراه شد، طیف وسیعی از چهره‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، موجی از همراهی با این استاد آواز ایران‌زمین رادرپیش گرفتند که دامنه این واکنش‌ها از شهرام ناظری، علیرضا افتخاری، علیرضا قربانی تا علی دایی و طیف وسیعی از ورزشکاران، بازیگران و سیاسیون را شامل می‌شد؛ واکنش‌هایی که تماما”سرشارازمتن‌های کوتاه و بلند احساسی وآرزوی سلامتی برای این استاد بودتااینکه پسر کوچک استادخبری داد که مبارک و خوشحال‌کننده بود. رایان شجریان عنوان کرد که پدر سلامتی خود را باز یافته است . این خبر شاید بهترین خبری بود که در روزهای ابتدایی آبان از سوی فرزندش اعلام شد. رایان می‌گوید:«باید فقط به خوب شدن پدر فکر کنیم، همان‌طور که ما گاه برای مبارزه با غم‌هایمان به آواز او گوش می‌دهیم. حال پدر خوب است و با معالجاتی که اینجاداخل ایران درحال انجام است، باز هم پدر سلامتی خود را پیدا کرده و به زودی هم روی صحنه برمی‌گردد.» انشااله .
    خوب مانیزامیدواریم استادبزودی پس ازدوران نقاهت بدون هیچ حرف ومحدودیتی بر صحنه کنسرت حضوریافته دل مردم راشاد و
    آثارزیبای خودرا به پیشگاه ملت بزرگ ایران ارائه نمایند . دوستدارتان : عموقدیر ۵ آبانماه ۱۳۹۵

    • حامد قاسمی ۵ آبان ۱۳۹۵ at ۹:۰۱ ق.ظ

      خدا استاد رو صحیح و سلامت گرداند
      اللهم اشف مرضانا

  16. یاسر میردامادی ۶ آبان ۱۳۹۵ at ۱۲:۰۸ ق.ظ

    ممنون. دم شما گرم

  17. saeed ۶ آبان ۱۳۹۵ at ۶:۰۹ ق.ظ

    سلام آقا حامد تشکر از لطفتون

  18. sina ۱۸ آبان ۱۳۹۵ at ۷:۰۲ ب.ظ

    بابت این پست و پست قبلی مربوط به جناب لشکری بسیار ممنونم .خیلی عالی ان

پاسخ دهید

نام *
ایمیل *
وبلاگ